همانطور که در طول مطالب به تفصیل شرح داده شد یکی از مهمترین اهداف و رسالتهای بانیان و پایه گذاران این جریان ، گردآوریِ مجموعه ای از گیاهان و قارچها و هر نوع عناصر بیماری زا و ناسازگار بر وجود انسان و تحقیق در باره ی اینان و بررسی پرشمار از روندهای تکاملیْ ( سرشته ها ) که موجب خلق عناصر و اندام موجودات گوناگون در سیاره ی زمین شده است میباشد و همانا یادآور گردید علاوه بر تمام این موارد ، نظرات و تجربیات و در کل هر نوع علومی که از سوی متخصصان در زمینه ی پزشکی موجود باشه رو به واسطه ی سیستم هوش مصنوعی کنار هم میگذاریم تا « منشاء امراض گوناگون » و « شیوه و موادی که موجب درمان و رفع امراض میشه » رو بیابیم . طبیعتاً در طول این مسیر و در بسیاری از مواقع به نقطه ای میرسیم که بناچار لازم است روی بدن موجودات زنده آزمایش انجام بشه و البته میبایست یادآور باشم که سخت گیری بدین جهت ، از مهمترین اصول این جریان است . به هر جهت دسترسی‌ به هر نوع آرشیو محتوایی که بتوان تجربیاتی در اینباره رو برامون به ثمر بیاره ، بسیار بسیار ارزشمند تلقی میشود و از این روی یادآور میشوم بر پرشمار مکتوبات تاریخی که طی سال‌های طولانی گردآوری شده ؛ چگونگی پدید آمدن امراض و تأثیرات بلند مدت و کوتاه مدت بیماری ها ، شرح روایت مبتلا شدن فرد و یا جوامع ، پی بردن به دلایل و شرایط گوناگونی که بیماری در آن زمان ایجاد و یا از بین رفته و بسیاری ثمرات علمی دیگر که در گذشته اتفاق افتاده و میتوانیم از آنها استفاده کنیم . گذشته از تمام اینها تجربیات و نظرات متخصصین کهن و بخصوص افرادی برجسته و صاحب علوم و اندیشه های وسیع نیز موجود است ولی یک مشکل بسیار بزرگ در این رابطه وجود دارد که ثمرات و اسناد مبتنی بر پژوهش ها و دانش های نوین بسیاری از موارد را منسوخ دانسته و یا بالکل خطا میداند و بخصوص در عصر نوین و بدلیل دستیابی و انتشارِ به یک باره و گستره ی علوم ، شماری بدلیل پدیده ای که بنده دانش زدگی بیانش میکنم از این منابع بالکل دست کشیده اند ! به عنوان مثال قضیه ی طبع ها که از سوی افرادی همچون ابن سینا بیان شده و حتی افسانه هایی که درباره ی بلایای گوناگون بیان شده . و اما قصد بنده این نیست که بشکل تخصصی و به واسطه ی بَراهین پزشکی ، دلیل خطا بودن این مپوارد را اثبات کنم ولیکن از آن‌جا که تا حدودی به اهمیت این علوم ، نظریات آگاه شدم ، قصد دارم به واسطه ی تشریح و توضیح موضوعی بسیار مهم ، دیگران را به جهت سودمند بودن این مطالب تحریض نمایم . ابتدا بشکلی مختصر موضوع را شرح میدهم و اگر علاقه مند بودید تا مفصلتر موضوع را از زبان بنده جویا شوید ، حکایتی مفصل نیز در این باره فراهم داشتم و اما اصل موضوع بشکل مختصر . 

اهمیت تحقیق و آشنایی با شرایط گوناگونی که در آن مقاطع بیماری ها پدید آمده و یا درمان شده ؛

در اثر مطالعه ی تاریخ به پرشمار موارد برمیخوریم که نوعی بیماری همه گیر شده و مردمان در آن زمان این امراض رو بلایای آسمانی میدانستند و زمانی که بیماری به نوعی از بین رفته اونرو لطفی از سوی خداوندگارانشان دانستند . مواردی از این قبیل هستند ، مثل طاعون که در عصر کنونی دلیل پیدایش ، شیوع و درمانش مشخص شده ولی پرشمار از موارد در میان اسناد تاریخی مدفون شده و اما دلیل تأکید بنده این است که بسیاری از بیماری ها در شرایطی خاص ایجاد شده ، به عنوان مثال اضطراب و استرس مردمان در اثر جنگ ها ، تغییرات اقلیمی و یا مواردی دیگر باعث تغییر در ساختار ویروس سرماخوردگی شده . بنابراین به واسطه ی مطالعه ی عمیق این موارد میتوانیم پی ببریم که در اثر چه وقایعی و در چه شرایطی بیماری ها ایجاد و دچار تغییر میشوند و یا شدت میابند تا پازلی که به درمان امراض منتهی میگردد کامل گردد . 

بهره‌بری و رفع اختلال از پی ادراک حقیقتِ نظریاتِ نادر و منسوخ شده ی طبیبان در طول تاریخ ؛

آیا اگر گفته بشه فردی منجم به واسطه ی مشاهده‌ و اندازه گیری زمان چرخش اجرام آسمانی ، حول یکدیگر ، ساعت و یا چرخدنده را اختراع کرده ، چیزی بعید بنظرتان میرسد ؟ به همین اندازه که فردی متخصص در زمینه ی نجوم ، به واسطه ی الهام گرفتن از آن شاخه ی علمی میتواند در زمینه ی مکانیک نقش داشته باشد ، اگر فیلسوف و محققِ تاریخی دریابد که بخشِ عظیمی از درمان نوعی بیماری همه گیر همانند بلایی در چندین سال گذشته جهان را درگیر خود کرد به سلامت روان بازمیگردد بنابراین شیوه ی درمان آنرا بیابد ، از باور بنده بعید نیست ‌. و اما قصد بنده این است که به نکته ای بسیار مهم یادآور باشم و آن نادر و بسیار کمیاب بودن علومی است که نزد طبیبان کهن بوده و یکی از مهمترین دلایل آنرا شرایط آن زمان میدانم و برای تعریف بهتر منظورم مثالی دیگر را مطرح میکنم ؛ ده پزشک را در عصر حاضر وصف کنیم و ده حکیم را در زمانه های کهن . اغلبِ ابزاری که پزشکان عصر حاظر با آن سرو کار دارند ، وسایل الکترونیکی است ، فضای فعالیت به آزمایشگاه هایی خلاصه می‌شود که اکثر موارد آن نیز ساخته ی دست بشر است و طریق های تحصیل ، وافراً کلاسها و کتب دانشگاهی است و بدیهیست که تمرکز این افراد در زمینه ی پزشکی است و اما ده حکیم و طبیب دوران مصر باستان و دیگر ایام کهن را توصیف کنیم ، وسایل و ابزارها اغلب طبیعی است و فضای فعالیت ایشان به طبیعت مربوط میشود . تحصیل و علم آموزی ایشان تنها به آموزه های طبیبان پیش از خود محدود نیست بلکه بر پرشمار عالِمان در زمینه های گوناگون مرتبط میشود و بسیاری از تجربیات ایشان به واسطه ی مشاهده و الهام از طبیعت و تحقیقات طبیعی حاصل میگردد بنابراین « آن ثمره ی علمی » که نزد ایشان مهیا است بسیار متفاوت است با دانسته های دانشمند و پزشکی که امروزه فعالیت داشته و هر یک از یک مزیت برخوردارند ، پزشکان امروزی هر یک در شاخه ای از علوم بسیار عمیق میشوند و به واسطه ی مهیا بودن امکانات و وجود فعالین پرتعداد ، اکثر زمینه های سلامتی بشکلی بسیار گسترده ، دقیق و عمیق‌ مورد بررسی است ولی یکی از مزیت های طبیبان کهن این است هرچند به این اندازه ، نسبت به مسئله ای دقیق و عمیق نمیشدند ‌ولی گستره ی شناخت ایشان نسبت به زمینه های علمی گوناگون بیشتر بوده ، ارتباط و سروکارشان با طبیعت و وقایع طبیعی بیشتر بوده و دقیقاً همانند منجمی که با الهام گرفتن از اجرام آسمانی و آشنایی با هر دو شاخه ی علوم ستاره شناسی و مکانیک توانسته چرخ دنده و ساعت را اختراع کند ، تجربیات و استنباطاتِ ایشان ( طبیبان و پزشکان کهن ) به جهت امراض و درمان و طرز دید ایشان متفاوت بوده . ولی در مقاطعی همچون عصر امروز ، اعتناء و اتکاءِ عمومِ اهل دانش ، بیشتر مبتنی بر مواردی است که توسط شیوه های آماری و پژوهشی اثبات شده و گستردگیِ نظراتِ مشاهیر و اساتیدِ برجسته ی تاریخی موجب میگردد بدلیل اثبات نشدن و استدلال پژوهشی نداشتن یه گوشه ای رها شود لهذا مقصود بنده این است که در راستای این جریان و بخصوص با استفاده از امکانات سامانه و تمرکز پرشمار گروه های توانمند و سیستم های هوش مصنوعی ، نظریات بسیار ارزشمند طبیبان کهن را مجدداً و از « زوایایی وسیع » مورد بررسی قرار دهیم و معتقدم به این طریق صحت و حقیقتِ بسیاری از منظور ها و مقصود های ایشان که از سوی بسیاری بی‌فایده ، منسوخ و حتی خرافات و خطا انگاشته شده ، آشکار میشود چراکه از سوی صاحبان علوم گوناگون مورد بررسی قرار میگیرد و نهایتاً کشفیات ایشان ، یکی دیگر از تکه های پازلی است که ثمره ی آن تحقق سلامت است . 

 

شرح مفصل ؛ 

روزی با فردی که سالها از عمر خود را صرف مطالعه و تحقیق در زمینه های علوم تاریخی ، اجتماعی ، سیاسی ، فلسفه و بخصوص مسائل الاهی و دینی کرده بود صحبت میکردم و گفت مهمترین جمله ای که تأکید دارم از سمت من بیاد داشته باشی اینه که کثیری و بازهم کثیری از تعاریفی که درباره ی موضوعات تاریخی ، اساطیر و مشاهیر تاریخی و کتب الاهی میشنوی ، مطلقاً تعریفیست که از سوی افراد حاظر در عصر خود شنیدی ! حقیقت این موضوعات به حدودی متفاوت است که حتی اندکی تصور از آن نداری ! دلیل بیان شدن این کلام از سوی ایشان این بود که در اوضاعی که چالش جدّیِ اکثریت مردم درباره ی ادیان بود زندگی میکردیم و حقیقتاً پرشمار از بیانات او بنده را قانع نکرد تا زمانی که گفت ؛ اگر در زمانه ای دیدی با نام خدا ، عقایدی بسیار خطا را بیان میکنند از دو چیز تعجب نکن! ابتدا اینکه در طول تاریخ ، ایامی طولانی بوده که مردمان سرزمین های گوناگون به خداوند بسیار باورمند شدند ، به حدودی که بیشترین باورشان بر آن باشد ولی پس از مدتی جمیعاً با آن مخالف و دشمن شدند ! دلیل این دو چیز است ، ادیان زنده است و لازم است دائماً بروز و متناسب گردد و بدلیل کهنه شدنش نه فقط کارساز نیست بلکه گاهاً اشتباه است پس پذیرفته نمیشود ، همانا شیوه ی درمانی هزاران سال پیش ، در این عصر و با وجود امراضی که آنها نیز پیشرفته شدند یا بیهوده است یا ممکن است مضر نیز باشد . دلیل دوم این است که از ادیان و معبودی که بیشترین باور بر آن باشد ، بیشترین استفاده را میتوان داشت , خواه از سوی افرادی با نیات فریبکارانه و آگاهانه و یا سوی افرادی بدلیل ندانستن باشد ! و از یک چیز دیگر تعجب نکن که مردمان و بزرگان و اهالی علم و دانش ، جمیعاً دشمن آن مکتوبات و معبود گردند بلکه اگر مخالف نشدند ایشان را به جهت بی تفاوت بودن نسبت به نادرستی و یا موافقت با نادرستی ، قضاوت کن ! بعد از اینکه آن فرد مفصلاً توضیح داد و پرشمار از روایات تاریخی و مکتوبات دینی را به روشنی برایم ترجمه کرد ، متوجه شدم ، دقیقاً درست گفته و آنچه واقعیت داشته و مکتوب شده با آنچه بنده می‌پنداشتم بسیار بسیار متفاوت بوده و مدتی بعد که از او دلیل را جویا شدم ، گفت درباره ی بسیاری از اسناد تاریخی ، روایتگر جانبی بوده که هرآنچه را خواسته و پسندش بوده را نوشته و درباره ی کتب ادیان یک اصل مهم است به نام مشابهات و جدا از این نوع ترجمه که در زمان گذشته جملات مفهومی دیگر را میرسانده ولی در طول زمان بسیار تغییر کرده . بحث مفصل بنده با آن شخص درجای خود بماند ولی دلیل اینکه این موارد را بیان داشتم این است که متوجه مواردی شدم که معتقدم در رابطه با مکتوبات پزشکی ، پیش از زمان بقراط گرفته تا زمان ابن سینا و بعد از آن تا به امروز ، بسیاری موارد مطرح شده که در حقیقت صحیح بودنِ « اصل و محکماتش » ، از سوی اشخاص باهوش و متخصص و بخصوص همه چیزدان قابل تشخیص است ولی بروز رسانی و تشخیص « متشاباهات » کار اصلی است که میبایست انجام شود . به عنوان مثال همان طبع سرد و گرم ، احتمال و فرض بنده این است که در زمانی که این نظریه مطرح شده ، چونانکه ابن سینا به شاخه های علمی امروزی دسترسی نداشته ، « از مقایسه و چگونگی پدید آمدنِ سنگ و نباتات و از تفاوت ویژگی های موجودی بیجان و بی توان و موجودِ زنده و توانمند و بسیاری موارد دیگر که جریانات خلقت روی زمین است الهام گرفته و به این نتیجه رسیده که تغذیه ی موجودات زنده نیز میتواند بدلیل متعادل شدن با شکل حیات بشر گاه گرم و انرژی بخش و گاه سرد تا مطابق با خفتن و آرامیدن تنظیم تطبیق یافته باشد ! » بنابراین شعاع دیدگان او نسبت به در نظر داشتن زوایا و موضوعاتی گوناگون وسیع بوده و این نظر را بیان داشته و دانشمند امروزی فقط در زمینه ی تخصصی خودش میتواند این وسعت و عمق دیدگاه را داشته باشد بنابراین این فرد نیز از امکانِ وجودِ بسیاری از احتمالات غافل بوده و تنها مبنی بر آنچه که به واسطه ی پژوهش و تحقیق قابل اثبات بوده نظر خود را بیان داشته . در نتیجه اگر شاخه های علمی درک شده توسط ابن سینا و شاخه های مبنی بر دانش بسیاری دانشمند در کنار یکدیگر قرار بگیرد ، باورمندم در بسیاری موارد منجر به کشف مسائل بسیار مهمی به جهت سلامت بشر میشود که قطعاً از مهمترین برنامه ها و اهداف این جریان می‌باشد . به سببِ عدمِ اصلاح و ویرایش متون ، عذر بنده را بپذیرید .

 

مقایسه ی سامانه ی پزشکی با قلعه ی الموت ؛ 

بسیاری درباره ی حسن صباح شنیدیم ، و این داستان که هر فردی با هر بیماری وقتی به قلعه ی الموت میرفته ، درمان میشده . ولی آیا این موضوع واقعیت است ؟ مکتوب است که در آن مقطع از زمان علوم پزشکی در این سرزمین بسیار پیشرفته بوده و حسن صباح نیز گرایش بسیار زیادی به این زمینه داشتند و کتابخانه های بسیار ارزشمندی در دسترس ایشان بوده و فارغ از تمام اینها یک بدلیل آیین اسلام و رعایت چشمگیر مسائل بهداشتی و سیستم بسیار منظم اسماعیلیان ، سلامت مردمان به بهترین شکل مهیا بوده تا جایی که شاید کمترین میزان بیماری و بیشترین حدود درمان در کل جهان و در اون مقطع در الموت ثمر آمده بنابراین مورخین با میزانی اغراق اینچونین نوشتند که هر بیماری در قعله ی حسن صباح درمان میشده ‌. حال فرض کنیم در عصر کنونی ، بتوانیم مجموعه ی طرح های این جریان را برجای آوریم ، مواردی از جمله ارتباط پزشکان در زمینه های گوناگون با یکدیگر ، به جهت درمان نوعی بیماری برای یک عضو این سامانه ، سیستم هوش مصنوعی و بررسی دائمی حالاتِ اعضاء و پرشمار از موارد دیگر هستند که موجب میگردد سلامت اعضاء بشکلی بسیار شگفت آور فراهم باشد و حتی درمان امراضی همچون انواع سرطانها بسیار آسان درمان گردد ! و حال فرض کنیم مجموعه ی این طرح ها برجای آورده شده و مدتی است که ثمراتش برای اعضاء به ارمغان آمده و فردی درباره ی سامانه ی پزشکی مذکور اینچونین می‌نویسد که هیچ بلا و امراضی نیست که این مجموعه نتواند درمانش کند .  

مثال بیگ بنگ و رفع سوء به واسطه ی همکاری جریانات پزشکی با دیگر زمینه های علمی از جمله فلاسفه ؛